X
تبلیغات | یک فروم
نماد های شیطان پرستی

ضد شیطان پرستی

نماد های شیطان پرستی

نحوه ورود و شكل گیری گروه های شیطان پرستی در ایران/2
نمادهای شیطان پرستی و ظهور آنها در عرصه جامعه

خبرگزاری فارس: حاملان شیطان‌‌گرایی در ایران، مظاهر شیطان‌پرستی (دروزی‌ها و گنوسی‌ها و...) سبك‌های موسیقی شیطانی متالیكا و تبیین فعالیت گروه‌های شیطان‌پرست در داخل كشور عناوین آخرین قسمت این گزارش است.

ادامه مطلب...

به گزارش خبرگزاری فارس، عدد 666 از دیگر نمادهای شیطان پرستان است: 
666 : یك سمبل با عنوان " شماره تلفن شیطان " توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی می‌شود و براساس مكاشافات 13:18 " ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . " از سال‌ها پیش تاكنون این عدد با اشكال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ كشور مشاهده می‌شد . 
صلیب وارونه (upside pown cross ) : این نماد و حكایت از " وارونه شدن مسیحیت دارد " و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خواننده‌های راك انواع مختلف آنرا به همراه دارند . 
نماد صلیب شكسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یك نماد باستانی است كه در برخی فرهنگ‌های دینی همچون كتیبه‌های بر جای مانده از بودایی‌ها و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است . 
لازم به توضیح است این علامت سال‌ها بعد توسط هیتلر به كار رفت ،‌ لكن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان‌پرستی كردند . 
چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفكری نیز به كار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم " ‌چشم شیطان " است و " بر همه جا نظارت و اشراف دارد " . 
این علامت در پیشگویی ،‌ جادوگری ، نفرین‌گری و كنترل‌های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریكایی به كار رفته است . 
این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است . 
این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد " فمنیسم " در واقع یك نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است . 
پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است كه رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایت‌های آشكار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی كشور نامشروعش در كانون علائم شیطان‌گرایان نیز پرهیز ندارد . 
ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینكه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطان‌پرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریك انتخاب كرده‌اند . 
همچنین گفتنی است كه فمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر‌سالاری باستانی استفاده می‌نمودند. 
سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba'al بعل خدای باروی مصر باستان) ، ‌بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یكی از راه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره كردن مسیح است زیرا گفته می‌شود كه مسیح مانند بره‌‌ای برای گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این نماد تصویر كاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام . 
هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد كه " هر چه تخریب كننده است تو انجام بده " این نماد عمدتا مورد استفاده گروه‌های هوی‌متال است . 
چشم شیطان (Aye of satan) : این نماد نیز به معنای چشم " شیطان و نظارت و اقتدار " است و كمتر شناخته شده است . 
این دو نماد نیز به عنوان سمبل‌هایی در نزد شیطان‌پرستان مورد استفاده در زیور‌آلات و ... قرار می‌گیرد . 
4. سیاست اسراییل 
رژیم اشغالگر قدس كه سلامت اخلاقی و روحی و روانی انسان‌ها را همواره به منزله تهدیدی جدی برای منافع ملی خود می‌بیند ،‌ در اقداماتی گوناگون و پی در پی مبادرت به ساخت جریان‌های مسموم فرهنگی نموده و این جریانات مسموم را به شراین حیاتی جوامع از طریق جاذبه‌های مجازی تزریق می‌نماید. 
در یك نگاه جامع ارتباط رژیم صهیونیستی و نقش آن در سازماندهی گروه های شیطان‌پرست در محورهای ذیل قابل اشاره می‌باشد . 
الف) این گروه‌ها به لحاظ فلسفه اولیه و بسترهای معرفتی دامنه وسیعی از ارتباط با این رژیم داشته و خواهند داشت. 
ب) نحله‌های مختلف شیطانی توسط دو سازمان عمده جاسوسی یعنی CIA و موساد سازماندهی ،‌هدایت و تغذیه می‌شوند . 
ج) بودجه ، نظارت ، پشتیبانی و ... شیطان‌پرستان فعال در جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم توسط سازمان موساد تامین شده و این سلسله اقدامات با اهداف امنیتی دنبال می‌شود. 
د) رژیم صهیونیستی از اعضای گروه‌ها برای مقاصد شوم سیاسی و جاسوسی بهره می‌برد ، ‌به گونه ای كه خشونت‌‌بارترین اعمال به دست این گروه‌ها واگذار می‌شود . 

4) موسیقی و شیطان‌پرستی 
در بخش‌های گذشته اشاره كردیم كه نحله مورد مطالعه با استفاده از موسیقی نتوانست به نفوذ خود در اقصی نقاط جهان تحقق بخشد . 
عمده این اقدامات در فضای تاسیس و فعالیت گروه متالیكا تاكنون دنبال شده است كه در ادامه به معرفی آن خواهیم پرداخت . 

1. آشنایی با متالیكا 
در سال 1981 یك نوازنده درام به نام " ‌لارس الریچ " با انتشار یك آگهی فراخوان تشكیل یك گروه هوی متال را اعلام و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی می‌شود . 
فعالیت این گروه‌ها مانند سایر گروه های هوی متال به صورت غیرقانونی و زیرزمینی در ظاهر و در باطن با حمایت سازمان‌های جاسوسی ایالات متحده آمریكا با شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش می‌یابد . 
این گروه چند سال بعد پیشنهادهای Black metal را نیز ادامه داد و ضمن ارائه آثار مختلف زمینه را برای شكل‌گیری گروه های بعدی فراهم آورد . 
* ارزش‌های القایی متالیكا : 
متالیكا در حقیقت ضدارزش‌هایی را ارائه می‌نماید كه شامل " بازگشت به تاریكی " 
(محور اصلی تفكرات شیطان‌پرستان ، بی‌رحمی و تجاوزات جنسی ، فحاشی ، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن) می‌باشد . 
خوانندگان این گروه بر روی صحنه و در كلیپ‌های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه‌های فاسد ، ‌ادرار ، مدفوع ، خون و مردار نموده و از كثیف‌ترین گروه‌های موسیقی جهان به حساب می‌آیند . 
همچنین گفتنی است متالیكا از هم‌جنس بازی نیز دفاع می‌نماید و آلبومی را در سالروز مرگ " ‌كوئین " ، همجنس‌باز بنام آمریكایی منتشر كرد . 
برخی آمارها حكایت از این امر دارد كه تاكنون بیش از ده میلیون و دویست هزار كپی از آلبوم های این گروه " موسیقی شیطانی " به فروش رسیده است . 
برای آشنایی با افكار خوانندگان و اداره‌كنندگان گروه‌های متالیكا در ادامه برخی از اشعار ایشان با ترجمه آن ارائه می‌شود : 
Band: Nargaroth 
Song:The Day Burzum Killed Mayhem 
Album: Black Metal Ist Krieg (2001) 
a year of misery ? 
سال بدبختی ؟ 
Darkness fills the sky. 
تاریكی آسمان را در برگرفت 
I hear the warriors cry. 
صدای گریه سلحشور را می شنوم 
The legend tells a story 
افسانه‌ها داستانی را بیان می كنند 
From a Viking from the north, 
از وایكینگی از شمال 
Who met a Death Warrior 
چه كسی سلحشور مرگ را ملاقات كرده؟ 
Black Metal was never really the same. 
بلك متال هرگز یكسان نبود 
The legend call it murder 
افسانه‌ها آن را كشتار نامیدند 
And the Viking had survived. 
و وایكینگ نجات یافت 
But the eyes of the Death Warrior 
اما چشمان سلحشور مرگ 
Never saw again the sun upon the sky. 
هرگز خورشید را بر فراز آسمان ندید 
And the quintessence: 
و در اصل: 
Everyone recognized war, 
همگان جنگ را تایید كردند 
That Black Metal isn't just Entertainment anymore. 
بلك متال فقط یك سرگرمی نبود 
I can still remember 
هنوز هم می توانم به یاد بیاورم 
My emotions so confused. 
احساسات فوق العاده مغشوشم را 
My soul was seeking answers. 
روحم به دنبال پاسخ بود 
No knife I let unused. 
تیغه ای نبود كه بگذارم بی استفاده بماند 
So many questions 
سوالات بسیار زیادی 
I had to satisfy. 
مجبور بودم كه خرسند باشم 
My soul was under torture, 
روحم زیر شكنجه بود 
But I knew my way was right 
اما من می دانستم كه راه من درست است 
I see a cemetery fall asleep under fog 
قبرستانی را دیدم كه در زیر مه به خواب رفته بود 
And I know the old days will never come Again. 
و من می دانم كه روزهای گذشته هرگز باز نمی گردند 
1993, this year of misery was the knife 
سالی از بد بختی كه همانند چاقویی 
which split the Black Metal scene apart. 
چشم انداز بلك متال را از هم جدا ساخت 
Since that mighty day Black metal split his Way, 
بعد از آن روز بزرگ بلك متال توسط او دو نیم شد 
And the unity was never the same again. 
و یگانگی هرگز به جود نیامد 
Lies, rumors and hate. Moneymaking, sadness And shame 
دروغ‌ها ، شایعات و نفرت. منافع، دلسردی و شرمساری. 
And all this by, the Day as Burzum Killed Mayhem. 
و همه اینها در روزی كه بارزام مایهم را كشت 
Remember this day! Remember this way! 
این روز را به خاطر سپار، این طریق را به خاطر سپار 
That you never betray, what here leads you On your way! 
تو هرگز تسلیم نخواهی شد، كه در اینجا به راهی سوقت دهند 
And I never will forget 
و من هرگز فراموش نخواهم كرد 
The day as this both warriors met. 
روزی را كه این دو سلحشور رودررو شدند 
The blood was hot the moon was red 
خون جوشان بود و ماه قرمز رنگ، 
And Black Metal created his own grave. 
و بلك متال برای خود قبری ایجاد كرد 
And I dream from days before 
و من رویایی دیدم از روز قبل 
Black Metal Maniacs, no whore, 
مجنونان بلك متال، هیچ فحشایی نبود 
In the legions of war 
در سپاه نبرد 
The demons in our heads the law. 
شیاطین بر سر ما قانون، 
So I summon you once again, 
و من تو را بار دگر فرا خواندم 
We should never forget the pain 
ما هرگز نباید رنج را از یاد ببریم 
From older days in our veins 
از روزگاران گذشته در شاهرگ ما 
We now cut of that it can flow like rain. 
تكه ای از آن هست كه همانند باران گردش كند 
Arrghh, this was the legend from 
این افسانه ای بود از 
2. دلایل استفاده از موسیقی 
الف . جاذبه های مجازی و حاشیه‌ای موسیقی متالیكا مانند ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران پسران 
ب. ارزان و قابل دسترسی بودن موسیقی با توجه به ارتقاء‌تجهیزات فنی تكثیر و توزیع 
ج . كاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق نفوذ به خانواده‌ها ،شركت‌ها ،‌اتومبیل‌های شخصی ،رایانه‌های شخصی بالاخره گوشی‌های تلفن همراه 
3. روند و روال 
روند و روالی كه موسیقی متالیكا در گسترش مقوله شیطان‌پرستی تاكنون طی كرده است بسیار قابل توجه می‌باشند . 
ظهور یك خواننده جدید دقیقا به مثابه یك شیطان جدید همواره جمع تازه‌‌ای از علایق و عواطف اقشار مختلف مردم در كشورهای جهان را (علی‌الخصوص جوانان) به خود جلب می‌كند. 
نقش موسیقی متال نقش حساس گسترش دامنه مخاطبین شیطان‌گرایی می باشد . از سوی دیگر با گذشت زمان خوانندگان متالیكا همه روزه بیشتر تمایلات شیطانی خود را آشكار می‌نمایند و بدین‌سان می‌توان آنها را تنها عامل تبلیغ شیطان‌گرایی معرفی كرد . 
4. مرلین منسون 
همانطور كه در بخش قبلی به آنها اشاره شد ، استفاده از موسیقی و به تبع آن ظهور خوانندگان جدید به مثابه شیاطین نو ،ظرفیت‌های جدیدی را در اختیار شیطان‌پرستان قرار داد . 
" برایان هاگ وارنر " نام اصلی فردی است كه امروز به مرلین منسون یا به اختصار 
(MM) شهرت یافته است . 
وی كه اكنون علاوه بر هواداران چندین هزار نفری در اقصی نقاط جهان به عنوان شیطان بزرگ شناخته و مورد پرستش قرار می‌گیرد . مانند سایر افرادی كه از چهره‌های شاخص شیطان‌پرستی به حساب می‌آیند دوران كودكی توام با سختی‌های فراوان مانند فقر و تنگدستی را سپری كرده‌است . 
" برایان وارنر " یا (MM) تاكنون توانسته است نقش یك منجی را برای شیطان‌پرستی ایفا كند و این افراد را از بن‌بست عزلت خارج كرده و مجددا به عرصه فعالیت‌های اجتماعی وارد سازد . 
مرلین منسون نیز مانند سایر چهره‌های شناخته شده شیطانیسم چندین مرحله در طول عمرش یعنی طی 38 سال گذشته ، برای مدت چند ماه یا چند هفته از نظر‌ها دور شده و پس از طی زمان موردنظر با ارائه یك كنسرت بزرگ و یا در چهره‌ای جدید و البته سخیف‌تر از گذشته ظاهر می‌شود . 
(لازم به ذكر است كه شیطان‌پرستان ادعا می‌كنند كه در این مدت به ملاقات شیطان و یا شیاطین می‌روند و دستوراتی را دریافت می‌كنند.) 
گفتنی است طبق اطلاعات موجود زمانی كه این افراد " غیب " می‌شوند ، جلساتی را با برخی مقامات بلندپایه امنیتی آمریكا و رژیم صهیونیستی برگزار می‌نمایند و خواسته‌هایشان را مبنی بر حمایت‌های مالی ، حقوقی و ... بیان و از حمایت ایشان برخوردار می‌شوند . 
تصویر فوق از فرد مذكور است كه قربانی دیگری و نمادی از شیطان یعنی گربه را در دست دارد . (موجودی كه توسط وی باید قربانی شود.) 
با توجه به اهمیت نقش (MM ) در هدایت و جذب جوانان و نوجوانان ایرانی به شیطان‌پرستی در آینده به خواست خداوند پژوهش كامل ارائه خواهد شد . 

شیطان‌پرستی در ایران (تاریخی) 
1. دروزی‌ها 
دروزی‌ها اقوام مهاجری هستند كه از مناطق غربی كشور طی فاصله زمانی حداقل 10 قرن پیش به دلیل آزارهای حكومت وقت بر علیه شیعیان فراری شده و در مناطق از فلسطین اشغالی ، سوریه ، لبنان و ... سكنی گزیده اند . 
برخی از مورخان و كارشناسان ادیان بر این باورند كه دروزهای " درون‌گرا " نوعی از شیطان‌پرستی را اختیار كرده‌اند و ریشه‌هایی از ایشان نیز در عراق و ایران (مناطق غرب كشور ایران) مستقر هستند و دارای معبد مقدس می‌باشند . 
2. گنوسی‌ها 
با فرض صحیح‌تر استنادهای تاریخی دقیق انتصاب شیطان‌پرستی به فرقه گنوسی منشعب از اهل حق می‌باشد كه آشكارا به شیطان‌پرستی روی آورده‌اند. 
در این رابطه باید متذكر شد بانیان " تقدیس ابلیس " در تصوف دارای قدرت تاریخی زیادی می‌باشند و آنچنانكه در تاریخ و توسط ایشان آورده شده افرادی همچون احمد غزالی ،‌ ذوالنون مصری و سنایی از پایه‌گذاران اولیه شیطانیسم در میان مسلمانان بوده‌اند . 
طبیعی است فرق تصوف نیز مجموعا تحت تاثیر این اقطاب بوده و شكل‌گیری شیطان‌پرستی در میان ایشان (آنگونه كه در فرقه گنوسی دیده می‌شود) امری بدیهی است . 
لكن گنوسی‌ها از جذب ،معاشرت و رویارویی با سایر مردم پرهیز داشته و در چند دسته كوچك به مراسمات خاص شیطان‌پرستی همچون قربانی و حج شیطان و... می‌پردازند . 
6) ورود شیطان‌پرستی به ایران (جدید) 
نوع جدید شیطان‌پرستی طی یك بازة زمانی 10ساله با چند وقفه به ایران ورود یافته‌ 
است . 

1. نحوه ورود 
چند گروه عامل و حامل ورود شیطان‌پرستی به ایران بوده اند كه در بند بعدی به آنها اشاره خواهد شد . اما به صورت كلی و از منظر عوامل چند اقدام نقش بسزایی را در خصوص ورود جریان مذكور ایفا كرده است . 
1ـ1 مهمترین ورود شیطان‌پرستی به ایران رواج یافتن میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیكا و ساز گیتار بوده است . 
طی 10 سال گذشته موسیقی متالیكا به صورت زیرزمینی و غیرمجاز وارد كشور شده و در چارچوب آن مفاهیم نحله انحرافی مورد بحث در اختیار جوانان قرار گرفته‌است . 
2ـ1 اقدام تامل‌‌برانگیز و بسیار ناشیانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت آقای خاتمی در صدور مجوز برای گروه‌ها ، آلبوم‌ها و كتاب های اشعار موسیقی متالیكا نیز نقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبین جوان به این نحله انحرافی فراهم آورد . 
در واقع باید تاكید كرد كه در كنار موسیقی زیرزمینی ،‌وزارت فرهنگ و ارشاد وقت نقش در‌واز‌بان ورود یك جریان با شرایط مورد اشاره ایفا كرد . 
گفتنی است " ‌هوی متال " ، " متال تاریك " ، " گوتیك متال یا متال گوتیك " چند سبك از موسیقی شیطانی متالیكا بود كه به یمن غفلت اعجاب‌انگیز مسئولین فرهنگ كشور كه جدال و " ‌اصلاحات‌ " سیاسی را پیشه خود قرار داده بودند وارد كشور شد ، ‌نمونه ای از متون ترجمه شده‌ای كه به صورت قانونی ! در كشور به فروش رسید در ادامه می‌آید : 
uniting our tearful eyes... 
enchanting 
At night... I kiss the serpent in thy tears 
For years... thy sorrow I've mourned 
تاریكی ... قلب خون آلود مرا در آغوش می گیری 
رویاهایم .... چشمان اشكبارمان را متحد می كند 
فریبنده 
در شب .... ابلیس را در اشكهایم می بوسم 
برای سالها ... غم های تو سوگواری من است 
Harken my moonchilds cry 
yearning for another night 
Mourning my once beloved 
mezmorized and ravendark 
گوش كن به صدای گریه فرزندان ماه من 
كه آرزوی شبی دیگر را دارند 
ماتم مورد علاقه من 
هیپنوتیزم و تاریكی 
My pale enchantress of the night 
at last my candle's burning down 
The wintermoon is shining bleak 
for thee my enchantress 
جادوگر زندانی شب 
از آخرین شمع سوزانم 
ماه پاییزی سیاه غم انگیز می درخشد 
جادوگر من برای تو 
Enchanting all my dreams 
a beauty and her flood of tears 
Nightfall embrace my heart 
mezmerized and ravendark 
رویاهایم را فریب بده 
زیبا و سیل اشكهایش 
سقوط شب قلب مرا در آغوش می گیرد 
هیپنوتیزم و تاریكی 
My pale enchantress of the night 
I desire thee 
جادوگر زندانی شبهای من 
من تو را آرزو می كنم 
Fearful I walk with thee... through dusk 
Through winds of loss... Her beauty and her 
با ترس با تو قدم می زنم ... به سوی خاك 
به سوی بادهای گمراهی ... او زیباست 
flood embrace my bleeding heart 
Tearful I fall with thee... at last 
Lead me there... to where thy shadows cast 
طوفان در آغوش می گیرد قلب خونین مرا 
با اشك سقوط می كنم با تو ... در آخر 
مرا راهنمایی كن ... به جایی كه سایه‌هایت پخش می شوند 
They dance in velvet darkness lost 
آنها می رقصند در مخمل از دست رفته تاریكی 
Rise... bleak winterfullmoon 
Rise
+ نوشته شده در ۸/۳/۱۳۹۰ساعت ۰۰:۴۲ توسط amir ilkhani دسته : | نظر(1)